خیلی وقته که نبودم
سلام ایهان پسر خوبم مامان خیلی وقته که نبودم هی امروز فردا میکردم الانم که خیلی دیر کردم یه عالمه عکس داری که نمیدونم چجوری میخوام اونا رو بذارم خدا کمک کنه 

خوب بریم سراغ حرفای این مدت سال 94 هم با تموم خوبیهاش گذشت
اقا پسر ما هم بزرگتر شده حرف میزنه عین بلبل یه حرفایی میگه که من و بابایی میخوایم بخوریمت تو این مدت عروسی زیاد داشتیم تو هم خیلی دوس داری هی میگی بریم عروسی عروسی عمه کوچیک.دایی3 مامانی.عمو مامانی بود خیلی هم خوش گذشت الانم که عمه با زن عموی مامانی هردو تاش حامله هستن مال عمه پسر
مال زنعمو دختر
تقریبا تیر ماه بدنیا میان خاله بهنازم یه نینی اورد دختر اسمش نیلیاتوپول خوشگل خدا حفظش کنه 
بعد یییییییییییییییییییییهههههههههههه خبر مهم .......................ایهان پسرم خاله دار شد یه خاله خوشگل موشگل که عاشقشم خدایا خیلی ممنونم خیییییییییلللللللللللیییییییییییییی اسمشم بابام گذاشت باران راستی تولد منو ایهان امسال مشهد بودیم بابایی یه روز صبح زنگ زد گفت بریم مشهد منم قبول کردم خیلی خوش گذشت جاتون خالی ایهان که تن تن میگه بریم ماشین بذاریم فودگاه بریم سوار هواپیم شیم بریم مشهد خیلی خوش گذشت 


بابایی عشقم دستت درد نکنه خییییییللللللییییییییییییی دوست دارم
راستی بابایی تو سال 95 بیمه عمر کردت دستت درد نکنه بابایی


خیلی وقته که نبودم
